ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )

16

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )

ابن فارض و قاسم ( 1 ) به شيوه‌اى جامع و با تركيبى از عرفان و حكمت و اخبار ، عبارات بلند و عميق امام الموحّدين را در معراج ذهن و انديشهء بشرى به تفسير مى كشاند . عبد الباقى ، آنجا كه در موضوعات اخلاقى « علم و هدايت و دين ، صفات متّقين ، حكمت و ادب ، وصايا و نصايح ، اعراض از دنيا ، مذمّت كبر و نكوهش ظلم » عبارات نهج البلاغه را در ابواب سوم تا نهم كتاب تحقيق مىكند ، با استناد به روايات و احاديث ديگرى از معصومين - عليهم السلام - و با استمدادى ديگر از اقوال و عبارات و حكايات عارفان و اشعار اخلاقى شاعران ، با تعميم مذاق عرفانى و اخلاقى و روايى خود به سير و سلوك و عروج در انديشهء بشرى ادامه مىدهد . عبد الباقى ، آنجا كه « معاد و احوال موت و قبر » را در نهج البلاغه در باب يازدهم كتاب جستجو مىكند ، از عرفان و حكمت و كلام و حديث در تفسير عبارات امام المتّقين مدد مى گيرد شبهات كلامى معاد را پاسخ مى گويد در حديث مشهور و عميق « مواقف پنجاه‌گانهء قيامت » ( 2 ) بتفصيل مى ماند ، با تبيين و تفسير عرفانى ابن عربى از شرح « حديث مواقف » بر مى آيد ، و آن گاه با استمداد از مولايش على ( ع ) از پلهاى هفتگانهء جهنّم ، كه آخرين مواقف قيامت است ، عبور مىكند و به بهشت و مراتب و درجات آن مى رسد ، و در جنّت ديدار معبود و تكلّم معشوق با عاشق ، در آخرين مراتب صعود و معراج انسانى قرار مى يابد . عبد الباقى ، آنجا كه قوانين عدالت و سياست در نهج البلاغه را در باب دهم كتاب و ادعيهء نهج البلاغه را در باب دوازدهم و آخرين باب كتاب مى بايد تفسير كند ، شرح را ناتمام مى گذارد و گويا پس از بيان تكلّم معشوق با عاشق در باب معاد ، ديگر تاب نمى آورد و با فريادى « همّام » وار مدهوش مى گردد و با پرواز به معراج ملكوت ، ابواب دهم و دوازدهم كتاب را بدون شرح مى گذارد .

--> ( 1 ) معين الدين على بن نصير بن هارون حسينى متخلّص به قاسم ( 757 - 837 ق . ) شاعر و از مشايخ صوفيه و از پيروان خاندان شيخ صفى الدين اردبيلى است . ( 2 ) عن عبد اللهّ بن مسعود قال : كنت جالسا عند على بن أبى طالب ( ع ) و عنده عبد اللهّ بن عباس و حوله عدّة من أصحاب رسول اللهّ ( ص ) فقال على ( ع ) : قال رسول اللهّ ( ص ) : « إنّ فى القيامة لخمسين موقفا ، كلّ موقف منها ألف سنة . . . » حديث مواقف در باب يازدهم كتاب بتفصيل ذكر شده است .